همه چیز باید مثل همه چیزمان باشد

از سر صبح خان عموی دلواپسمان اوقاتشان تلخ تلخ بود همین که چشمشان به قامت بی‌مثال حقیر افتاد. تمام دق دلی اصحاب اصلاحات و اعتدال و روزنامه‌نگاران را با عبارت (حیف نون) خالی کردند و گفتند: این سیاه نمایی را ول کنید مسکن مهر خیلی هم خوب بود آیا شما خشت رو خشت گذاشتید؟ گفتم: خان عمو! حرص نخورید ما که نگفتیم از رییس‌جمهور تا... که فریاد زدند بیمارستان اعتدال ساز چطور؟ گفتم: به قول آشیخ حسن وکیل‌الرعایا فساد فساد است؟ اصلا عموجان یکی می‌گفت: حضرت عزرائیل خیلی هم باید ممنون مدیران ما باشد با وجود این بزرگان و نظارت دلسوزانه که می‌فرمایند، مدت‌ها است کسی ملک‌الموت را مقصر نمی‌داند! اگر با دقت به خودرو ملی، اتوبوس ملی، مسکن ملی، بنزین خودکفایی، آب و هوای آلوده، غذاهای نامعلوم با ریشه سمی نگاه کنید آیا همه یک جوری مرگ آفرین نیستند؟ مثال عرض کنم شما وقتی که کت‌وشلوار و پیراهن و کفش و کیف می‌خرید مگر نمی‌گویند (باید ست و هم رنگ) باشد این مرکب و مسکن و اغذیه و اشربه و اطعمه با آب وهوا (ست) است تا همه چیزمون به همه چی‌مون بیاد. کلام با مثالم منعقد نشده بود که تکان شدیدی خوردم فکر کردم پس‌لرزه آمده که فهمیدم نه نعره عمو جان بود که می‌فرمودند: حقیر زبان‌دراز از جلو چشمشان دور شوم. خدا را شکر عموجان طرفدار سیاست‌های احمدی‌نژادی در آن آپارتمان‌ها زندگی نمی‌کنند! وگرنه با این نعره باید زبان‌دراز دویست کیلویی را از زیر آوار بیرون می‌آوردند که این بیرون آوردن زبان‌دراز از همه بلایای نوشته شده مصیبتش بیشتر بود!!

زبان‌دراز