تاملات فلسفی زبان‌دراززاده!

زبان‌دراززاده وقتی به افق نگاه دوخته و انگشت حماسه‌آفرین در موقع انتخابات را زیر چانه می‌گذارد متوجه می‌شوم در حالت اندیشه فلسفی با رنگ افسردگی است. دیروز نورچشمی را دوباره در این حالت دیدم و منتظر آفرینش جفنگیات فلسفی وی نشستم که ناگهان عقب‌گرد نمود و رو به والده‌شان! فرمود و گفت همه بدبختی‌های بنده و خواهران و برادرانم به خاطر یک (بعله گفتن نابه جای) شماست. والده جان اگر به جای حضرت ابوی به حاج آقا مشاور وزیر نفت (بعله) گفته بودی الان حقیر بیکار به جای کویر و یزدگردی در فرنگ بود و قر در کمر کلیپ «دابسمش» پر می‌کرد والده‌شان هم خجلت زده و متحیرانه گفتند: دختر حاج آقا و قر تو کمر یعنی چه؟ خجالت بکش بچه! برای ختم به خیر شدن اوضاع لگدی زیر خط کسری نورچشمی زدم تا حالت هشیاری پیدا کند و از اندیشه‌های فلسفی خارج شود. ضمناً عرض کردم بنده هم اگر یک میلیارد نقد و یک‌جا حق پاداش بازنشستگی دریافت می‌کردم و بعد دوباره هم استخدام می‌شدم «قر» که سهل است از دم وزارت نفت تا بانک مرکزی یک‌سره حرکات موزون انجام می‌دادم تقصیر بعله گفتن نیست قصه شانس است و البته مکان فرود هم بی‌تاثیر نیست! زبان‌دراز‌زاده اندکی آرام گرفت، خدا به خیر گرداند تا هفته آینده و طنز آیینه!!

زبان‌دراز